تبلیغات
دانستنی ها - چرت وپرت1
دانستنی ها
وقت خشم و وقت شهوت مرد کو طالب مردی چنینم کو به کو


دختر بچه باهوش



مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش. 

بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست 

دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت:چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت 

گوش می دی، می تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.ولی دختر کوچولو

 از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن

 شکلات ها خجالت می کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو

 بردار"دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی شه شما 

بهم بدین؟"بقال با تعجب پرسید:چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می کنه؟

و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!



طبقه بندی: بلغورجات، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 مرداد 1391 توسط میلاد | نظرات()
How did the Achilles tendon get it's name?
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:37 ب.ظ
This website was... how do you say it? Relevant!!
Finally I've found something which helped me. Thanks!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 06:34 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I came across this
board and I to find It really helpful & it helped me out much.
I'm hoping to offer something back and aid others such as
you helped me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای مشعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا در پیش یعقوب اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

گل جامه در از دست تو وی چشم نرگس مست تو ای شاخه‌ها آبست تو وی باغ بی‌پایان من

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها ای آن بیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست اندیشه‌ام افلاک نیست ای وصل تو کیوان من

بر یاد روی ماه من باشد فغان و آه من بر بوی شاهنشاه من هر لحظه‌ای حیران من

ای جان چو ذره در هوا تا شد ز خورشیدت جدا بی تو چرا باشد چرا ای اصل چارارکان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من ای ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
» iii
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
» Flaw
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :